آخرین گفت وگوی مرحوم ابراهیم آبادی جلوی دوربین خبرنگاران، گلایه هایی از مدیران و مسئولان

به گزارش وبلاگ ابزاری احمد، مرد دوست داشتنی آپارتمان شماره 13، عبیده مختارنامه و خورخور سارق عروسک ها به دیار باقی شتافت اما صحبت ها و درددل هایش برای همواره یادگاری می مانند.

آخرین گفت وگوی مرحوم ابراهیم آبادی جلوی دوربین خبرنگاران، گلایه هایی از مدیران و مسئولان

وبلاگ ابزاری احمد مجتبی برزگر

کارنامه اش پربار از آثار متنوع سینمایی و تلویزیونی است؛ یک بار نامزد سیمرغ بلورین بازیگری در جشنواره فیلم فجر شد؛ فارغ التحصیل دانشکده هنرهای دراماتیک در سال 1346 در پراگ بود؛ فارغ از همه این آثار در دنیای تصویر، علاقه اش به صحنه نمایش و تئاتر، تمامی نداشت، حتی در روزهای بیماری هم دعا دعا می کرد از بیمارستان مرخص گردد و بتواند تئاترش را روی صحنه ببرد اما اجل مهلتش نداد.

نامش ابراهیم آبادی است... بازیگری که فعالیتش را با تئاتر حقه باز در سال 1332 شروع کرد و با فیلم سینمایی زائر خلف به دنیای تصویر معرفی گردید؛ زنگ ها، بایکوت، ردپایی بر شن، ایستگاه، گراند سینما، عروسی خوبان، پنجره، عبور از غبار جزو آثار دیگری است که این بازیگر پیشکسوت تا سال 1368، هنرمندی اش را در پرده نقره ای به رخ کشید.

طی این سال ها تله فیلم دوستم بدارید را در کارنامه خودش دارد که صداوسیمای مرکز تبریز فراوری کرد.

همان موقع ها بود که گام های ابراهیم آبادی با فیلم پرفروشش در سینما جدی تر برداشته شد؛ همان فیلم سارق عروسک ها که کارگردانش محمدرضا هنرمند بود و او نقش خورخور را ایفا کرد. به حوزه کودک و نوجوان در تلویزیون هم اهمیت می داد و در سال 1377 ساخته شد و شبکه پنج سیما روی آنتن برد.

مش خیرالله صندوقچه اسرار داریوش مؤدبیان، این خانه دور است مسعود رسام و بیژن بیرنگ، بازنشستگی رضا فیاضی، همسران بیژن بیرنگ و مسعود رسام ایفای نقش کرد؛ او با دنیای طنز نه تنها بیگانه بود بلکه آثار قابل توجه کمدی در کارنامه اش ثبت شده اند؛ کنار نود شب مهران مدیری، پاورچین و بدون توضیح، پادری، در سینما هم آپارتمان شماره13 و مومیایی3 را بازی کرد.

کنار همه کارهای ابراهیم آبادی، نقش عبیده یار مختار در سریال مختارنامه به یادگار ماند؛ بسیاری مخصوصاً از آن صحنه اولیه ورود این بازیگر پیشکسوت به سریال، نوستالژی دارند. البته او را با بازی در توکیو بدون توقف، می خواهم زنده بمانم، ابراهیم، من بن لادن نیستم، قلقلک، همه دختران من و تماس شیطانی می شناسند.

بازیگری که 24 مردادماه سال 1313 در محله کوچه باغ شهر تبریز دیده به دنیا گگردد؛ ابراهیم آبادی از همان ابتدای دوران دبیرستان به هنر نمایش علاقه داشت و انتها در کلاس های تئاتر هنرهای زیبای کشور که از طریق مربیان خارجی برای تربیت مربیان تئاتر در مدارس تشکیل شده بود امتحان داد و قبول شد.

در یک سال تحصیل زیرنظر پروفسور داویدسون و کوتکیم بی، پیروز شد انتها نامه اش را بگیرد و به هنرستان هنرپیشگی برود. آنجا زیرنظر اساتید بنامی همچون علی اصغر گرمسیری و هوشنگ سارنگ پیروز شد هنرستان را با تکامل و پرورش به انتها برساند.

ابراهیم آبادی برای ادامه تحصیل به شهر پراگ در کشور چکسلواکی رفت؛ پس از 5 سال به عنوان کارگردان تئاتر و بازیگر از آموزشگاه هنرهای دراماتیک فارغ التحصیل شد. وی همزمان در تئاترهای حرفه ای کار کرد و پس از 14 سال از کشور چکسلواکی بازگشت و در اداره برنامه های تئاتر و خانه نمایش در سمت کارشناس ارشد و کارگردان تئاتر استخدام و رهسپار شماری از مراکز استان های کشور شد.

پس از سال ها کوشش برای ارائه بهترین هنرها در عرصه نمایش و تصویر و تحمل مدت ها رنج بیماری ریوی در 29 مهر 1398 مورد عمل تکه برداری از ریه نهاده شد و پس از آن به کما رفت؛ و ساعتی پیش چشم از دنیا فروبست.

او چندی پیش در وبلاگ ابزاری احمدحاضر شد و ازآنجایی که نگران حال بهروز بقایی بود و دوست داشت از حال رضا بنفشه خواه هم خبردار گردد به این میزگرد پیشکسوتان آمد و درددل های تکان دهنده ای انجام داد. بخشی از صحبت ها و درددل هایش که آخرین زنگ صداهای دغدغه مندی اش در رسانه بود و هیچ خبری نه از دوربین های سینماگرها و نه سلفی های مجازی و نه تلویزیونی ها آن طور که باید و شاید، نشد!

توجه شما را به تماشای فیلمی از آخرین گفت وگوی رسانه ای زنده یاد ابراهیم آبادی جلب می کنیم که البته متن آن نیز پیش ِروی شماست:

یکی از اتفاقات ناگواری که در کشور ما مخصوصاً هنرمندان نسل جدید به آن توجهی ندارند دستگیری از پیشکسوتان و توجه تهیه نمایندگان به ارزش های هنری عظیمان سینما، تئاتر و تلویزیون است. بسیاری در تخت بیمارستان هستند و خبری از آن ها نیست و هیچ مسئولی مثلاً خبر ندارد بهروز بقایی چه روزگاری را می گذراند و یا اصلاً از اسماعیل سلطانیان خبری نمی گیرند؛ و حالا که ابراهیم آبادی دار فانی را وداع گفت؛ اما نه به دغدغه هایش توجهی شد و نه به ملاقاتش در بیمارستان رفتند.

این اتفاق برای بسیاری از پیشکسوتان می افتد؛ چه در توجه به ایفای نقش شان که عزلت نشین منزل شان شده اند و چه در حال بیماری که خبری از مسئولان نمی گردد! حتی بازیگران هم همدیگر را فراموش می نمایند و به وقت تشییع جنازه، پیدایشان می گردد؛ آن هم که تبدیل به مراسم سلفی و خودنمایی های مجازی شده و کسی از پیشکسوت و خانواده اش احوالی نمی پرسد، دغدغه هایی که در میزگرد پیشکسوتان وبلاگ ابزاری احمد به آن ها اشاره شد و بیش از همه ابراهیم آبادی ابراز ناراحتی می کرد که؛ چرا با پیشکسوتان عرصه فرهنگ و هنر خصوصاً سینما و تلویزیون این گونه برخورد می گردد؟

زنده یاد ابراهیم آبادی در همین میزگرد از رئیس جمهور و مسئولان امر درخواست کرد: من خواسته ام شاید خیلی عظیم باشد و دوست ندارم کسی را به دردسر بیندازم، اما جناب رئیس جمهور که به هر حال بر کشور نظارت دارند و ناظر بر اعمال کشور هستند می دانند در حال حاضر چگونه کشور می چرخد. خواسته ما این است که یک مقداری بیشتر به هنرمندان محبت نمایند نه تنها مسئله هنرمندان که در جامعه کسانی هستند که هنرمند واقعی اند اما گلوی گشادی ندارند که بتوانند حرف بزنند و ساکت و راحت در منزل نشسته اند و محتاجند؛ کسی نیست به آن ها یاری کند.

او به موضوع اولویت دار هنرمندان خصوصاً پیشکسوتان اشاره نمود که؛ راه اندازی همین بیمارستان مخصوص هنرمندان است که به خدا بهترین ثواب است. من الآن خبر دارم که رضا رویگری در چه وضعیتی زندگی می نماید چه اشکالی دارد در یک بیمارستان بخوابد و از او حمایت نمایند. از جناب رئیس جمهور و رؤسای دولت تقاضا می کنم به عرایض منِ پیرمرد توجه نمایند و این خواسته را انجام بدهند؛ مطمئناً بد نمی بینند. حقیقت امر این است که هنرمندانی هستند که محتاج واقعی اند؛ حتی محتاج دارو....

ابراهیم آبادی در عرصه سینما، تلویزیون و تئاتر هم درخواست کرد که اصالت به عرصه نمایش و تصویر برگردد؛ مثل همان کارهای گذشته که هنوز هم تکرار می شوند دیدنی است. من جزو همان هایی هستم که هنوز هم می گویم چقدر کارهایی مثل آپارتمان شماره 13 و مختارنامه و سارق عروسک ها نوستالژی و زیبایند. فکر می کنم کارهایی است که تکرار نمی شوند و همواره تازگی دارند.

در این میزگرد که بهروز بقایی و رضا بنفشه خواه هم حاضر بودند، ابراهیم آبادی یاد آن صحنه خاطره انگیز ورودی اش به ماجرای مختارنامه افتاد و این طور روایت کرد: یادم می آید شخصی در کلاس بازیگری ام می گفت با دیدن آن صحنه کاراکتر ملاقات مختار با عبیده گریه ام گرفت، یعنی در واقع اینها کارهایی اند که خاطره انگیز و به یادماندنی اند و هیچ گاه از ذهن مخاطب و تاریخ نخواهد رفت.

این بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون گفت: هنوز حسرت می خوریم که چرا این کارهای فاخر ساخته نمی شوند و با شناسنامه بااصالتم در هنر گوشه ای می نشینم و به روزهای پرفروغ سینما و تلویزیون ایران فکر می کنم؛ ساخته نشدن چنین کارهای بااصالتی جزو غم های بیشماری است که هر روز من و امثال من به آنها می اندیشیم و ناخودآگاه بغضمان می ترکد و گریه مان می گیرد که؛ چرا از آن دوران ها و شکل و شمایل های اصیل فاصله گرفته ایم؟ امروز می بینم همه چیز در پول خلاصه شده و کسی دلش برای سقوط اصالت های هنری در سینما و تلویزیون نمی سوزد.

او به ماجرای حضور تهیه نمایندگان سفارشی و بازیگران سفارشی این گونه اشاره نمود: متأسفم که بگویم تهیه نمایندگان امروزی که بسیاری شان دردِ هنر ندارند و این کاره نیستند، آدم های سفارشی را می آورند که آن ها هم سواد لازم را ندارند. چرا در پَسِ این رفتارهای سفارشی امثال من، فردوس کاویانی، رضا رویگری و بسیاری دیگر که در بستر بیماری هستند و پیشکسوتند فراموش می شوند؟

ابراهیم آبادی درباره بیماری و ناراحتی اش از عدم توجه به پیشکسوتان صحبت کرد و گفت: وقتی ما بیمار می شویم به دوستان مان و مسئولین احتیاج داریم که ما را فراموش ننمایند! وقتی حال مان خوب باشد احتیاجی نیست یادمان نمایند. باید این توجه به پیشکسوتان و هنرمندانی که در بستر بیماری می افتند ساماندهی گردد و این مسئولیت را به بازیگری بنام واگذار نمایند. واقعاً نمی خواهم خرج کفن ودفن من را بدهند وقتی که این روزها کنارم نیستند! نمی خواهم برای من شام غریبان بگیرید؛ حداقل می توانید یک تسلایی برای من باشید! من بیمارم و افتاده ام در خانه، یک نفر از من خبری بگیرد.

تدوینگر: مهدی کماسی و محمدرضا کشتدار

+

منبع: تسنیم

به "آخرین گفت وگوی مرحوم ابراهیم آبادی جلوی دوربین خبرنگاران، گلایه هایی از مدیران و مسئولان" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "آخرین گفت وگوی مرحوم ابراهیم آبادی جلوی دوربین خبرنگاران، گلایه هایی از مدیران و مسئولان"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید